شهيد محمود رضا عابدي استاد
|
به نام خدا وند بخشنده مهربان مقدمه: اينجانب ابوالقاسم عابدي استاد برادر شهيد محمود رضا عابدي استادقصد دارم در روز شهادت دخت رسالت ،همسر ولايت ،مادر امامت، حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها كه مصادف است با روزدوشنبه ساعت۳۰/۱۳بعد از ظهر به تاريخ ۲۸/۳/۱۳۸۶آثار ومطالب راجع به شهيد از قبيل مشخصات شناسنامه اي - وضعيت تحصيل- كار- جبهه- دانشگاه - شهادت –وصيت نامه – اشعار سروده شده در وصف مقام شهيد وايشان – سخنراني ها – مصاحبه ها –صحبت هاي دوستان وهمكلاسي ها وساير افراد ،همچنين عكسهاي برجا مانده وآثار دست نويس ايشان رابه مرور زمان پس ازآماده كردن در اختیار مراجعین به وبلاگ قرار دهم تا مراجعين محترم با شمه اي از زندگي يكي از رزمندگان شهيد اين مرز وبوم آشنا شوند.
گواهي مشخصات:
نام : محمود رضا نام خانوادگي : عابدي استاد نام پدر: زين العابدين شماره شناسنامه:۶۹۴۵ صادره از: فاروج محل تولد: روستاي استاد متولد:۱/۶/۱۳۴۴ مسئولیت: رزمنده یگان: تخریب تیپ ویژه شهدا شغل: دانشجوی سال دوم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تاریخ شهادت :۳ /۱۲/۱۳۶۴ محل شهادت: منطقه عملیاتی والفجر۹- پنجوین عراق محل دفن: گلزار شهدای خواجه ربیع مشهد
ايشان درمنطقه عملياتي والفجر ۹ در تاريخ ۳/۱۲/۱۳۶۴مفقود الاثر مي شوند ودر۱۷/۱۰/۱۳۷۰خبري آمد كه جنازه ايشان پيدا شده وپلاك ايشان هم هست.
والفجر ۹: عملياتی که در هر شرايطی پيروز بود پنجم اسفند سال ۱۳۶۴،عمليات نيمه گسترده والفجر۹ با رمزياالله در جبهه شمالی چوارتا واقع در منطقه سليمانيه عراق آغاز شد. ۱۵روز قبل از عمليات والفجر ۹عمليات پيروز والفجر ۸ در دهه فجر سال۱۳۶۴انجام يا فت وطی آن رزمندگان اسلام توانستند با انجام يک سلسله محاسبات دقيق ودوره های آموزشی ،با گذشتن از رود پر خروش اروند ،خود را به شبه جزيره استرا تژيک فاو برسا نند وپس از در گيری تن به تن با نيرو های عراقی ،آنجا را به تصرف درآوردند. اين پيروزی برای ايران ،علاوه بر نمايش قابليت های نظامی رزمندگان ،دارای ارزش سياسی بسياری نيز بود وتوان دلاور مردان لشکر اسلام را به رخ حاميان صدام مي کشيد.والفجر۸ در عرصه های بين ا لمللی کفه سياسی را به نفع ايران سنگين سا خت ،به همين دليل دشمن تلاش بسياری را برای باز پس گيری آن آغاز کرد.در آن شرايط لازم بود تا در نقطه ای ديگر ،عملياتی انجام شود تا فشار وارد بر رزمندگان منطقه عملياتی فاو کا هش يابد . همچنين دليل ديگری که انجام اين عمليات را ضروری می سا خت، تصميمی بود که، در نيمه دوم سال ۱۳۶۴مسوولان سياسی ،نظامی ايران به اين نتيجه رسيده بودند که بايد جنگ را به منا طق شمالی عراق نيز بکشا نند زيرا با توجه به نارضا يتی اهالی کردستان عراق از رژيم صدام و موقعيت مناسبی که جمهوری اسلامی نزد کردهای عراقی داشت ونارضايتی مردم آن منطقه از رژيم صدام،زمينه برای عمليات درآن منطقه مهيا شد. لذا در۵اسفند ۱۳۶۴با وجود شرايط جوی نامناسب و سرمای شديد حاکم بر آن منطقه ،عمليات والفجر۹ به اجرا در آمد که در نتيجه آن منطقه وسيعی از اراضی شمالی عراق و ارتفاعات منطقه آزاد شد. هر چند نيروهای ايرانی به دليل پاره ای از نا بسامانی ها حدود ۱۵روز بعد منا طق آزاد شده را تخليه کردند لکن اين عمليات ،تثبيت مواضع رزمندگان در منطقه عملياتی فاو و کا هش فشار نيروهای دشمن بر آنان را به همراه داشت.(۱) منبع:(۱- روزنامه جام جم –پنجشنبه ۴ اسفند ۱۳۸۴-شماره۱۶۶۱) ۵اسفند ۱۳۶۴عمليات والفجر ۹در شرق چرارته عراق عمليات والفجر ۹در تاريخ ۵/۱۲/۱۳۶۴درساعت۴۵/۲۳دقيقه در منطقه عملياتي شرق چزابه وبا هدف آزاد سازي ارتفاعات منطقه در منطقه عملياتي به وسعت۲۰۰كيلومتر مربع توسط رزمندگان نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بوقوع پيوست وطي آن چند پاسگاه مرزي وبخشي از ارتفاعات كانا .شاه كوران.تنگه سود.موبرا.ماخلان.كاني ماران .سرووارتفاعات۱۴۷۰و۱۴۸۹آزاد شد.از جمله تجهيزاتو يگانهاي منهدم شده دشمن مي توان به يك فروند هواپيما.يك فروند هليكوپتر۲۰.دستگاه تانگ.۹۰دستگاهخودرو۱۰قبضه ضد هوايي .مقدار زيادي سلاح سبك ونيمه سنگين. سه گردان از تيپ ۵۰۴ يك تيپ ويك گردان كماندويي از گردان ۹۴توپخانه.گردان ۴تانگ وتيپ ۷۰۳ اشاره كرد .تعداد به هلاكت رسيدگان نيز ۲۵۰۰۰نفر وتعداد اسرا نيز ۲۵۰نفر گزارش شده است و مقدار زيادي سلاح سبك ونيمه سنگين وانواع مهمات به غيمت رزمندگان اسلام در آمد. رزمندگان اسلام متشكل از نيروهاي سپاه پاسداران.در سرماي سخت ويخبندان منطقه .پس از عبور از ميدانهاي مين وتله هاي انفجاري . از چهار محور بر عراق يورش مي برند وبا آتش سنگين رزمندگان .بيشتر نيرو هاي بعثي مستقر در ابتداي ارتفاعات حلوان-هزار قلعهوسور كوه قلع وقمع مي شوند وباقيمانده آنها هم به طرف شهر چرارته عقب مي نشينند.تيپ شهيد بروجردي با قدرت تمام پس از شكست خطوط دفاعي دشمن .بر سنگرهاي آنان تسلط يافتند وبه تعقيب دشمن پرداختند. هليكوپترهاي بعث براي جلوگيري از شكست نيروي زميني عراق .به پرواز آمده وقواي اسلام را مورد حملات موشكي قرار دادند تا نيروهاي منهدم عراقي را نجات دهند. مرحله دوم عمليات مذكور .با رمز مقدس يا ا... ياا... ياا... شب هنگام . زماني آغاز شد كه آرايش دشمن به هم ريخته بود .قواي اسلام به ارتفاعاتي كه نيروهاي سرگردان عراقي بودند هجوم بردند ونبرد سختي
آغاز شد. در اين نبرد سنگين كه در بعضي از مناطق به جنگ تن به تن كشيد .تعداد ديگري از ارتفاعات برفگيرآزاد شد وپرچم پر افتخار محمد رسول ا...ص بر روي آنها به اهتزاز در آمد. مرحله سوم عمليات نيز با رمز مقدس ياا...ياا...ياا...بلافاصله شب بعد آغاز شد ودر اين مرحله از عمليات هم تعدادي ديگري ازارتفاعات برفگير منطقه آزاد شد وبا تعقيب سربازان وحشت زده عراق به طرف شهر جواريه .سه پل مهم اين شهر .همچنين شهر سليمانيه در تيررس وديد مستقيم رزمندگان قرار گرفت وتعدادي از جنگ افزارهاي زرهي وضد هوايي دشمن منهدم ومقدار قابل توجهي از آنها به غنيمت در آمد و۵۰كيلومتر مربع از اراضي عراق آزادشد. به دنبال عمليات مذكور رسانه هاي گروهي جهان طبق روال گذشته به تكاپو افتادند وخبر گزاري آلمان گزارش داد كه:نيرو هاي ايران ۲۹ ارتفاع استراتژيك كوهستاني را در شمال غرب عراق تصرف كرده ودر
حال پيشروي به سوي سليمانيه كه در ۱۲۰كيلو متري شرق مركز نفت خيز كركوك قرار دارد هستند. روز نامه داگنس نيهتر ضمن تصريح به پيروزيهاي ايران وسكوت عراق . اعلام مي كند كه حمله جديد ايران (والفجر۹)شانزده روز پس از آغاز عمليات وحمله ايرانيان به شهر استراتژيك فاو عراق ومدت كمي پس از اعلام قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل كه در آن از هر دو كشور خواستار قطع منازعات وباز گشت به سر حدات بين المللي شده آغاز شده است. جمهوري اسلامي ايران با اجراي عمليات والفجر ۹علاوه بر آزاد سازي ارتفاعات مهم در شرق تجريه وپراكنده كردن نيروهاي عراق .انتقام ساقط كردن هواپيماي مسافربري را مي گيرد وهمچنين قطعنامه پوشالي سازمان ملل را نيز وتو مي كند.(۲) ۲- منابع مورد استفاده عبارتند از : ۱- كارنامه عمليات سپاهيان اسلام در هشت سال دفاع مقدس ۲- كارنامه توصيفي عمليات سپاهيان اسلام در هشت سال دفاع مقدس ۳- سيري در جنگ ايران وعراق –آغاز تا پايان ۴- سايت مركز تحقيقات صدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران
آري خبر آمد خبري.........
ولاتقولوا لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياءولكن لا تشعرون
بدينوسيله عروج ملكوتي بسيجي شهيد ،دانشجوي رشته پزشكي دانشگاه مشهد محمود رضا عابدي استادكه در تاريخ ۳/۱۲/۱۳۶۴در عمليات والفجر ۹ به فيض عظماي شهادت نائل آمده را به اطلاع عموم دوستان و آشنايان وامت شهيد پرور مشهد مي رساند. پيكر مطهر اين شهيد درآستانه سالروز شهادت يگانه دخت گرامي پيامبر اكرم(ص)حضرت فاطمه زهرا(س) در ساعت ۹صبح روز دوشنبه مورخه ۱۸/۹/۱۳۷۰ از محل فلكه آب به سمت حرم مطهر تشييع وپس از انجام مراسم ، به جايگاه ابديش(مزار وي) در خواجه ربيع منتقل مي گردد. وسيله اياب وذهاب در محل حرم مطهر آماده است ضمنا بعد از ظهر همان روز مجلسي در مسجد ابوالفضلي ها واقع در ابتداي كوي مجلسي منعقد است شركت شما سروران باعث شادي روح شهيد وتسلي بازماندگان خواهد بود. خانواده شهيدوبستگان
نگارنده كه اين مطالب را جهت تايپ آماده مي كردم توجه ام به مطلب جالبي در لحظه تايپ جلب شد.وآن تقارن روز ومناسبت تشييع وروز ومناسبت تايپ مطالب پس از گذشت۱۷سال(روز دوشنبه – شهادت حضرت فاطمه «س»)بايد وحتما رابطه معنوي بين اين شهيد عزيز وام ابيها باشد.شايد در هنگام جان به جان كردن ذكر نام مقدس مادرعزيزش حضرت فاطمه (س) بر زبانش جاري وساري بوده است. !
اطلاعيه:
شهدا شمع محفل بشريتند. شهيد مطهري
عروج عاشقانه بسيجي شهيد دانشجوي پزشكي مشهد محمود رضا عابدي استاد اخوي همكار عزيزمان آقاي ابوالقاسم عابدي استاد را به پيشگاه حضرت ولي عصر (عج) و مقام معظم رهبري وامت شهيد پرور تبريك وتسليت مي گوئيم. مراسم تشييع:روز دوشنبه ۱۸/۹/۱۳۷۰ ساعت ۹صبح از فلكه آب مشهد
مجالس تجليل وبزرگداشت:
دوشبه۱۸/۹/۷۰ ساعت ۴-۲مسجد ابوالفضلي ها مطهري شمالي كوي عباس آباد-سه راه مجلسي
سه شنبه ۱۹/۹/۷۰ صبح وبعد از ظهر مسجد حوض لقمان ميدان شهدا
چهار شنبه ۲۰/۹/۷۰ صبح مسجد امام صادق (ع) خيابان دانشگاه
دانش آموزان وكاركنان مدرسه راهنمايي تحصيلي پسرانه شهيد محمد ناصر آزادفر- آموزش وپرورش ناحيه شش
اميد وارم كه شما تداوم بخش راه خونين حسين وساير شهداي اسلام باشيد. فرازي از وصاياي شهيد محمود رضا عابدي استاد
خلاصه زندگي نامه:
شهيد محمود رضا عابدي استاد در سال ۱۳۴۴ در روستاي استاد از توابع بخش فاروج وشهرستان قوچان در خانواده اي مذهبي وكشاورز ديده به جهان گشود.در طول حيات پر بارش از لحاظ اخلاق ورفتار اسلامي زبان زد خاص وعام بود.تحصيلات ابتدائي خود را در روستاي زادگاهش به پايان رساند وجهت ادامه تحصيل خود كه همزمان با اوج گيري انقلاب اسلامي بود به مشهد مقدس مسافرت كرد وتحصيلات دوران راهنمايي ودبيرستان خود را در مشهد بانمرات عالي به پايان رساند.واز دبيرستان شهيد مير خرسندي فارغ التحصيل شد.محمود رضا ضمن تحصيل در سطح ممتاز وبرخورداري ازچهر ه اي ممتاز وبرجسته علمياز فعاليتهاي سياسي –اجتماعي غافل نبود ودر انجمن اسلامي وبسيج آموزشگاه از اعضاي فعال بود.شهيد عابدي استاد بارها ب ه جبهه رفت وحتي قبولي در رشته پزشكي(سال۶۳) نيز نتوانست اين عاشق دلسوخته را از پيمودن اين راه باز دارد. در يكي از عملياته(والفجر۱)از ناحيه پشت مورد اصابت تركش خمپاره قرار گرفت كه به پشت جبهه منتقل شد وچون تعدادي از دوستانش در آن عمليات شهيد شده بودند مدام تاسف مي خورد وخود را ملامت مي كرد. بارها دست به دعا بر داشته براي شهادت خود دعا مي كرد.تا اينكه بالاخره در عمليات والفجر۹در منطقه پنجوين عراق دعوت حق را لبيك گفته وبه وصال معشوق رسيد وپس از هفت سال مفقود الاثر بودن مقداري از استخوانها وپلاك بر جاي مانده آن شهيد عزيزدر سال ۱۳۷۰تشييع ودر بهشت شهداي خواجه ربيع به خاك سپرده شد.
تقديم به دوست مفقودالاثرم محمود رضا عابدي استاد...
وقتي توبرگردي كوچه هارا خواهم شست و ديوارهاي غمزده دل را چلچراغ خواهم بست و آنگاه كه جذبه چشمانت مرا فرياد كند عشق را خواهم فهميد وعاطفه را با تمام وجود تنفس خواهم كرد تو اگر باز آيي كوچه هاي غمزده مي خندند غنچه هاي مبهوت شكفته مي شوند وگلدانها،تورا فرياد مي زنند وآنگاه تو با نبض باغچه ها خواهي تپيد كه در رگهاي اميد جريان يابي وبا سروها،نماز عشق مي خواني وقتي دوباره بيايي همچون بهار سبز وشكوفا تو اگر باز آيي بهار را در آغوش مي گيرم ودركوچه هاي منتظر فرياد مي زنم وقتي كه برگردي در لابلاي دفتر قديمي ام خاطرات ترا خواهم يافت وعطر دل انگيز حضورت را به دفتر شعرم خواهم داد آن روز دوباره عشق مي آيد وقلبم آهنگ طراوت را زمزمه خواهد كرد آن روز دو باره پرستو ها،بهار را مي آورند تا به مردم شهر هديه كنند آن روز چشمه هاي اميد به جوش مي آيند وبيابانهاي انتظار سيراب مي كنند تا دوباره بوته هاي عشق،عرق كنند ونسيم ،با دستمال محبت شبنم شوق را از پيشاني گل پاك خواهد كرد و آنگاه خواهي ديد كه من همراه باد صبا با پاي برهنه به استقبالت مي آيم تا ترا اي كوثر زاينده تاقلب كوير تنهائيم بكشانم
ارادتمند: هادي منوري نگذاريم غبار فراموشي برچهره اسوه هاي شهامت وايثار بنشيند
به ياددانشجوي رشته پزشكي شهيد محمود رضا عابدي استاد
حضرت امام خميني رحمت ا...عليه در باره شهيد وشهادت گفته اند«شهيد قلب تاريخ است» وشهادت فوزي عظيم است كه فقط نصيب مردان خدا مي شود. براستي كه تامل وتعمق در باره اين دو جمله ما را به عظمت شهيد واهميت شهادت به خوبي آشنا مي سازد،اما آيا شده است ازخودمان سوال كنيم كه شهيد به عنوان قلب تاريخ يعني چه؟ اگر كمي انديشه كنيم قطعا به اين نتيجه خواهيم رسيد كه شهيد انساني است نمونه كه در هر زماني ودرهر مكاني با حضور خود الگويي براي همه انسانها است: «لتكونوا شهداءعلي الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا» به عبارت ديگر شهيد شاهدي است هميشه حي وحاضر، ميزان حق وباطل،نمونه عمل وخودسنجي والگوي برترين انسان.اگر كمي در ابيات ادبي خودمان دقت كنيم متوجه مي شويم كه«شاهد»به چه كسي مي گويند،به يك معشوق وبه يك زيبا روي كه مشهود همه است ودر ميانه جمع وهمه در پيرامونش تماشاگراويند. شهيد نيز به معني شاهد است يعني كسي كه همه چشمها به اوست .وبه اين علت است كه در بينش شيعه «شهيد هميشه شاهد»است وچشمان شيعه هر روز بايد به شهيد بنگردونيز پير ما گفت «ملتي كه شهادت دارد اسارت ندارد» بنابر اين ملتي كه مي خواهد يوغ بندگي واسارت را دور افكند بايد شهادت داشته باشد وملتي كه مي خواهد شهادت داشته باشد بايد در شهادت زندگي كند.وشهادت را بازگو كند وبا ياد آوردن از شهيدانش شهيداني تازه بسازد.در گلستانه ما ،در گلستانه اين خاك وديار ،هزاران هزار شهيد،جاودان از لطف ساقي به عنوان الگوي زندگي ، ما را راهبرند كهاز اين ميان از يكي چون شهيد محمود رضا عابدي استاد ياد مي كنيم .اميد است كه ملت مسلمان ما توصيه حضرت امام خميني (ره)را هميشه به خاطر داشته باشد وهيچ موقع ياد وراه وآرمان شهيدانش را فراموش نكند. شهيد محمود رضا عابدي استاد در يكي از روستاهاي توابع فاروج متولد شده است ودر پي تحصيل علم ودانش روانه مشهد مي شودتا اينكه دوره متوسطه را در دبيرستان شهيد مير خرسندي در رشته علوم تجربي طي مي كند.برادر شاعرمان دكتر هادي منوري اينگونه شهيد عابدي استاد را معرفي مي كند: محمود خيلي متين وآرام بود،به دعاي كميل خيلي علاقه داشت وشبهاي جمعه كه دعاي كميل «شهداي دبيرستان» تمام مي شد به حرم امام رضا(ع) مي رفت.او واقعا انسان پرتلاشي بود وهر كاري كه به او محول مي شد به نحو حسن انجام مي داد،صداقت قابل تحسيني داشت وخيلي بي باك وشجاع بود.محمود از زمره بچه هاي انقلاب بود و آنها اولين نسل انجمن هاي اسلامي بعد از انقلاب بودند و اصولا بچه هاي حركت آفريني شدندو منشا كارهاي مهمي گرديدند. برادر محمد باقري از دوستان آن شهيد نيز اينگونه لب به سخن مي گشايد: در سال ۶۲ ۱۳كلاس دوم دبيرستان بودم كه يك شب انجمن اسلامي دبيرستان به پاس گرامي داشت شهداي دبيرستان دعاي كميل برگزار كرده بود،در آن جلسه با يك چهره صميمي ومهرباني آشنا شدم و وقتي كه چراغها خاموش شد وبا نواي ملكوتي دعا ضجه هاي دلسوختگان بلند تر شد صداي محمود را تشخيص دادم وديدم كه چه عاشقانه ناله مي كرد واشك مي ريخت وراز ونياز مي نمود.اين حالت را كه در شهيد عابدي استاد ديدم به او علاقمند شدم واين علاقه استمرار يافت.در سال ۱۳۶۳بود كه خبر قبولي محمود رضا عابدي استاد را در رشته پزشكي دانشكده مشهد شنيدم وفوق العاده خوشحال شدم وخوشحالي ام به اين جهت دو چندان شد كه قبولي شهيد عابدي استاد در رشته پزشكي مشت محكمي بود بر دهان كساني كه مغرضانه تبليغ مي كردند بچه هاي حزب اللهي كاره اي نيستند واستعداد درس خواندن ندارند.به هر حال محمود را ديدم رويش را بوسيدم وبه اوتبريك گفتم.از سال ۱۳۶۴ براي مدتي من محمود را نديدم زيرا من به جبهه رفته بودم وامكان ارتباط برايم مشكل بود ووقتي كه برگشتم زماني محمود را ديدم .كه داشت به جبهه اعزام مي شد،خيلي سعي كردم مانع رفتن او شوم ولي فايده نداشت زيرا حقيقتا آتش عشق را با هيچ چيز نمي شود خاموش كرد. براستي كه بايد شهيدان بدرستي شناخته شوند وبه مردم وجامعه معرفي گردند،اشتباه نكنيم كه دوره جنگ تمام شده است به گفته برادر منوري به نظر من جنگ تمام نشده،هر لحظه به رنگي بت عيار عيان است،تازه دشمن اين روز ها خيلي هم پيش روي كرده واز كرخه رد شده وشوش را دور زده است واز جاده اهواز ،خرمشهر به تمام شهر ها نفوذ كرده است. دشمن حالا پشت ويترينها خاك ريز زده وبا عينك دودي ما را سياه مي كند. دشمن حالا همه را دور زده است ومي خواهدخيابانها را اشغال كند.جنگ امروز جنگ انديشه هاااست.ونبايد بگذاريم كه ديگران تصور كنند كه بسيجي ها فقط تانگ منفجر مي كنند وبسيجي يك جسم نيست يك تفكر است وما بايد اين تفكر را گسترش دهيم وبراي اين منظور چهره هاي شاخص بسيجي را چه آنهايي كه شهيد شده اند وچه آنهايي كه لباس پر افتخار جانبازي و آزادگي را به تن دارند،بشناسيم. ويكي از همين چهره ها محمود رضا عابدي استاد بود،او با اين كه سن كمي داشت ولي به كمال نزديك بود با اينكه روز ها در انجمن اسلامي فعاليت مي كرد وشبها در بسيج نگهباني مي داد با اين وجود شاگرد ممتاز دبيرستان شهيد مير خرسندي بود وسال چهارم دبيرستان كه به اتفاق هم از جبهه بر گشتيم با اينكه ۱۵روز به كنكور مانده بود با رتبه ۱۱۶وارد دانشكده پزشكي مشهد شد.نكته اين جا است كه يك دانشجوي پزشكي كه خيلي ها آرزوي رسيدن به عنوانش را دارند همه چيز را رها مي كند وبه جبهه مي رود وآموزش غواصي مي بيند وبعد هم مي رود..... محمود مي توانست در بهداري خدمت كند وبه مجروحان مدد رساند كه كار كمي هم نبود اما اين جا مساله رفتن مطرح بود.اين شهيدان خيلي زود هفت وادي عشق را تسخير كردند. اين يك شناخت فلسفي نيست،عشقي است كه به قول مولانا: اي بي خبر از ساختن وسوختن عشق آمدني بودنه آموختني عشق آمد دست اينها را گرفت وباخود برد.حالا ما مانده ايم وموج لجنهاي بعد از اين طاعون بي دواي بدنهاي بعد از اين، حالا ما با گلوي فلسفه آب مي نوشيم وبا نگاه استدلالي خدا را رنگ مي كنيم،روز وشب در كتابها دنبال جهالت خود مي گرديم وبا فنجان علم عطش زمين را آب مي دهيم ، اينها همه حجاب است واسباب معطلي .حضرت امام «ره» بعد از يك عمر تحصيل علم ورسيدن به درجه اجتهاد مي گويد: از درس وبحث مدرسه ام حاصلي نشد. كي مي توان رسيد به دريا از اين سراب به هر حال شهيد محمودرضا عابدي استاد در عمليات والفجر9مفقودالاثر شد وبعد از چند سالي مقداري استخوان ويك پلاك آوردند وجنازه اش با شكوه تمام تشييع شد.استخوانهاي اورا به خاكسپردم ولي هيچوقت باور نكردم كه اوشهيد شده است اين باور غير منطقي ناشي از ارتباط روحي من با او است .وپس از تشييع به خانه آمدم وقطعه شعري سرودم كه خدمتتان تقديم مي دارم.
«نورعشق» اگر چه موج مرده در سواحلم هنوز بوي جبهه مي دهدگلم به بادها قسم كه در مسير تان هميشه تكه تكه مي وزد دلم مگر به نور عشق پشت كرده ام كه سايه سبز مي شود مقابلم اگر چه زير پاي جاده مانده ام نمي برد كسي مرا به منزلم دلم مسير تيغ هاي اخته است كه تكه تكه طي شود مراحلم خداي من مباد آن زمان رسد كه عاقبت كشد به سوي باطلم
تقديم به روان پاك شهيد دكتر محمود رضا عابدي استاد
تا كه سر شد باغمت ايام تلخ انتظار تازه شد داغ من افسرده حال وبيقرار باز بوي لاله غوغا مي كند ،روئيده چون در ميان خون پاكت لاله هاي بي شمار عاقبت كردي تو اي محمود رضا عابدي خون خود را در ره اسلام و ايرانت نثار بود آقايت حسين وكربلايت پنجوين مات از جانبازيت خصم پليد نا بكار با شهادت چون نمودي دعوت حق را قبول نام نيكت در جهان يكسر بماند يادگار رهرو راه حقيقت بودي وجوياي علم معرفت بود ونجابت در نگاهت آشكار واقعا ايثاردانشگاهياني مثل تو داده دانشگاه مارا اعتبار وافتخار ياد بادا جنگ پر شورت كه با نام آوري دشمنان دين وميهن را توميكردي شكار خنده مي آيد به لب از رزم دشمن سوز تو گرچه مي گريم برايت همچو ابر نوبهار حال در جنت بنوشي آب كوثر با علي چون طريق روشنايي را تو بودي پاسدار تا وطن دارد شريفي راد مرداني چنين باشد استقلال ايرانت به گيتي پايدار قصه دل را به گوش هر كسي نجوا مكن پيش نامحرم مده شرح غم شب شبهاي تار صحبت عشق است وجان در راه جانان باختن مرد مي خواهد كه گردد با شهادت رستگار
بمناسبت چهلمين روز شهادت پر افتخار دكتر محمود رضا عابدي استاد برادر همكار عزيزمان آقاي ابوالقاسم عابدي استاد ساعت ۵/۲بعد از ظهر روز پنجشنبه ۲۶/۱۰/۱۳۷۰در گلزار شهداي خواجه ربيع جهت عرض تبريك وتسليت به امت شهيد پرور و خانواده محترم آن شهيد گرد هم مي آييم. باتشكر ستاد تربيتي مدرسه راهنمايي تحصيلي شهيد محمد ناصر آزادفر آموزش وپرورش ناحيه شش مشهد ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون
شهدا شمع محفل بشريتند
محمود رضا عابدي مهرت شده در دل فزون در سالروز رفتنت دلهاي ما گرديده خون ما بي تو غرق ماتم وافسرده وآزرده دل گر مي شود ما را بگوهمواره بي مائي توچون تا زندگي باشد دگر در خاطر ما زنده اي هر گز نمي گردد دمي مهر خوشت از دل برون گرسالها زين بگذردآن رزم دشمن سوز تو كي مي رود از خاطر آشفته خصم زبون آيد زطرف پنجوين بوي خوش آلاله چون گرديده خاك رزمگه از خون پاكت لاله گون هركس ندارد حرمت خون شهيدان وطن آخر خداي مهربان اورا نمايد سر نگون بايد شريفي جوي خون از ديده باري بر زمين در سوك اين نام آوران با ناله در دنياي دون شادم كنون كز بركت خونهاي دامنگيرتان صدام بعث افلقي افتاده در بحر جنون
يكمين سالگرد شهادت پاسدار رشيد اسلام دكتر محمود رضا عابدي استاد راكه در تاريخ ۳/۱۲/۱۳۶۴در عمليات والفجر۹به درجه رفيع شهادت نائل گشته اند گرامي مي داريم.
ودر ساعت ۵/۲بعد از ظهر روز جمعه ۲۰/۹/۱۳۷۱ در محل
گلزار شهداي خواجه ربيع بر مزارش با هم خواهيم بود.
ستاد تربيتي مدرسه راهنمايي شهيد محمد ناصر آزادفر
از شهيد محمودرضا عابدي استاد يادگاري داشته باشيد. - دعاي قنوتش كه:اللهم ارزقني طاعه والمغفره وشهاده في سبيلك - آنان كه يك جمعه از درس انتظار غيبت نكردند اينگونه زيستند...... - در يكي از روزهاي تابستان. در يك هواي گرم شايد هم كمي پاييزي موجودي پا به زمين نهاد. موجودي مثل بقيه اما وجودش پر از عشق. نامش را محمود رضا ناميدند...... - محمودرضا بچه باهوشي بود. شايد به خاطر رزق وروزي حلال ....... - دوره ابتدايي را توي استاد گذراند..... - در دوران دبيرستان براي كمك به فرزندان صاحبخانه كه در آتش گير افتاده بودند. دچار سوختگي مي شودد..... - مي شنيديم در قنوتهايش مي گفت: اللهم الرزقني توفيق طاعه والمغفره وشهاده في سبيلك - در جلسات دعاي كميل زياد مي ديدمش اصلا باني جلسات بود : قو علي خدمتك جوارحي - يك روز ديدمش داشت قرآن مي خوند با دقت تمام روي معاني ،وقتي با هاش صحبت مي كردم مجذوب كلام ورفتارش مي شدم...... - جنگ شروع شد .محمود رضا راهي شد البته نه مثل بقيه چون سنش كم بود...... - خبري كه منتظرش بودم .آره محمود رضا توي عمليات والفجر ۹ مثل يك قاصدك سبك سبك به پرواز در آمد........
بسم الله الرحمن الرحيم
تقديم به روان پاك وروح تابناك شهيد عاليمقام دكتر محمود رضا عابدي استاد
آن عاشق دلباخته جنگ و جهاد وآن شيفته شهادت،آن نيك نهاد شد عازم ميدان نبرد دشمن با نيروي آهنين وعزم فولاد با صدق وصفا لحظه اي از پا ننشست در جبهه جنگ اسلحه از كف ننهاد جنگيد چو شير شرزه با خصم جبون سنگر سنگر زهر طريق و مرصاد جان بر كف ومردانه به ميدان بشتافت تا بر كند از لشكر اعدا بنياد بر خاك هلاك بس از آنان افكند زان نا پاكان به رزمگه گشت زياد دردا و دريغا كه به حكم تقدير با تير عد و عاقبت از پا افتاد در دور جواني و در آغاز شباب افتاد ز پاي دوحه رنجت ومراد افسوس وصد افسوس وهزاران آوخ كان سرو سهي قامت وشاخ شمشاد آن گرد دلاور آن يل عرصه جنگ آن مظهر مردانگي آن اسوه راد بشتافت سوي باغ جنان با اعزاز شد بلبل جانش از قفس تن آزاد فرياد كه آرميد در بستر خاك آن پيكر پاكيزه هزاران فرياد بيداد ز بد عهدي اين دور زمان افسوس وفغان ز ظلم عدوان بيداد ميبود پزشك حاذق درد شناس آحاد وطن را همه بهر امداد دانشكده پزشكي اينك پس او ماتمكده گشته بهر ارباب وداد زنده است شهيد ورزق وروزي خواراست در نزد خدا خالق كل ايجاد آري ، آري ، كه جاودان مي باشد نام نكويش هماره ماند در ياد اندر ره اسلام و وطن گشت شهيد شد مايه فخر جاودان روحش شاد در قرب خدا يافت مقام والا شد همدم پيغمبر و آل امجاد نقش ابدي گرفت ياد نام محمود رضاي عابدي استاد
علاءالدين افشار ۱۳۷۰
بسم الله الرحمن الرحيم
بسم رب الشهدا والصديقين
هر لاله حكايت از بهاري دارد هر ژاله نشان زاشك ياري دارد از داغ شهيد ،كوچه باغ دل ما نامي و نشان و يادگاري دارد
خانواده محترم شهيد: محمود رضا عابدي استاد
شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان ودر شادي وصولشان (عند ربهم يرزقون) واز نفوس مطمئنه اي هستند كه مورد خطاب (فادخلني في عبادي ، فدخلني جنتي ) پروردگارند. اينجا صحبت عشق است وعشق وقلم در ترسيمش بر خود مي شكافد. به همين مناسبت در محفل انس با شهدا گرد آمديم تا گرامي بداريم ياد شقايق هايي كه در نسيم ارادت مي شكفد و سماعي سرخ را در خون خويش آغاز كردند. پس ياد وخاطره آن گرامي باد
با تشكر : كانون فرهنگي شاهدان
تاريخ:۱۵/۹/۱۳۸۵ بسم الله الرحمن الرحيم
دانشجويان شهيد كه در شمار سرآمدان ايمان وايثار آگاهانه بوده اند،ستارگان هميشه درخشاني هستند كه هر جوياي حقيقت مي تواند راه خويش را با آنان بيابد.
مقام معظم رهبري يادواره شهداي دانشجوي كشور
خانواده محترم دانشجوي شهيد : محمود رضا عابدي استاد
سلام عليكم
شهيدان راه دوست بر بلنداي همه زيبايي ها تكيه زده اند چرا كه آنها ترنم زيباي ارجعي الي ربك را شنيده وبه نواي فادخلي در جنات عدن خداوند در حلقه رندان عاشق وعباد صالحين قرار يافته اند. همراه با نلالو سيماي بهشتي فرزانگان انديشه وعمل در دهمين ياد واره شهدا ونكو داشت جلوه هاي ايثار دانشجويي استان خراسان رضوي كه در سال پيامبر اعظم (ص) بر گزار مي شود ياد وخاطره تمامي شهيدان راه حق ،كه با نثار خون خويش درخت اسلامي را آبياري كردند ،گرامي ميداريم.
محمد احمد آبادي دبير ستاد ياد واره شهدا ونكوداشت جلوه هاي ايثار دانشجوي ومسئول ناحيه بسيج دانشجويي استان خراسان رضوي |