روستای استاد یکی از قدیمی ترین روستاهای ایران زمین و جزئی باقیمانده

از مرکز بزرگ و باستانی استوئنه یا استو، یادآور اشک های اشکانی و

عشق های اهورایی است.

رجوع شود به : اینجا

هنوز باورهای زرتشتی پس از هزاران سال در اعتقادات دینی مردم این

روستا دیده می شود که این نشانه ی قدمت این روستا و علامتی از یک

تمدن ایستا و پایدار آریایی - زرتشتی است.

هر چند که عده ای از مورخان، اقوام موجود در شمال، شمال شرقی و

نزديک به دریاچه ی کاسپین را به قوم سکاها مربوط می دانند، اما اشک

اول، به قوم پارت تعلق داشت و پارت ها هم آریایی محسوب می شدند.

در کتاب مردم و سرزمین قوچان نوشته ی محمد جابانی، به گبر بودن

مردمان قدیمی استاد اشاره شده است. متاسفانه، ستیزهای همیشگی

اعتقادی و دینی و نزاع های مذهبی باعث شده تا مردمِ امروز، نسبت به

زرتشتیان که جزء ابتدایی ترین مومنان به یکتا پرستی بوده اند نظری متفاوت

داشته و آنان را حتی در حد کافران و مشرکان سرزنش کنند:

 

گر کافر و گبر و بت پرستی باز آ.

 

اما باید بدانیم و بدانند که بسیاری از آیین ها و آداب دینی ما، ریشه در آیین

ها و رسوم این دین اهورایی دارد. بنابراین یکی از افتخارات مردم روستای

استاد این است که از گذشته های دور تا به امروز اثری از شرک و کفر در

کارنامه ی اعتقادیشان دیده نمی شود.

بر خلاف تصور عده ای که زرتشتیان را آتش پرست و مشرک می دانند، باید

گفت که آن ها آتش، آب، خورشید و ... را فرشته ها و ایزدهای اهورا مزدا

(خدا) می دانند و عبادات آنها در کنار این فرشتگان به خصوص آتش که

مظهر پاکی و پاک کنندگی بوده و روح زمینی انسان را از فرش به عرش می

رسانده، یاد آور عبادت برخی دینداران در کنار مرقد بزرگان دینی خود است.

به جز گرامیداشت نوروز، روز طبیعت، چهارده فروردین، شب یلدا، دید و

بازدید و بسیاری از آیین های دیگر زرتشتی که جنبه ی همگانی دارد بعضی

آیین ها و باورهای خاص هم وجود دارند که در روستای استاد، ملموس ترند.

اینک چند نمونه:

1- درختان ارس:

عده ای از زرتشتیان، درختان ارس را درختانی بهشتی و یادگار زرتشت

پیامبر در زمین می دانند. این درختان قدیمی، برای ساکنان روستا، مقدس

هستند و حتی مردم برای گرفتن حاجت و ادای نذر به شاخه ی آنها

دستمال می بندند و مراد می طلبند.

رجوع شود به : اینجا

2- مقبره ی بزرگان دینی:

مبلغان مذهبی، معمولا برای هدایت رفتارهای به ظاهر انحرافی، سعی می

کنند با تلطیف اعتقاداتِ قدیمی، آنها را به گونه ای تغییر داده یا دچار استحاله

کنند.

این اقدامات گاهی مفید و مناسب و گاهی مخرب و ناموجه می باشد.

یکی از موارد بسیار نیکو و شایسته، تغییر مناسک حج بت پرستی به

مناسک حج اسلامی و ابراهیمی بود. حج ابراهیمی که به مرور زمان و به

جهل مردمان، نشانه های شرک را پذیرفته بود، به اذن خدا و همت

پیامبراسلام، از یک رسم خرافی و بدعت آمیز، به سنتی راستین و اخلاقی

مبدل گشت.

اما در مورد مقبره ی برخی از بزرگان دینی، می توان حدس زد که وقتی عده

ای اعتقاد و احترام و علاقه ی مردم را به درختان ارس دیدند، تلاش کردند تا

با هدایت آنان به سمتی دیگر، این باور را اصلاح یا دچار استحاله کنند.

منسوب کردن قبور بزرگان دینی به درختان ارس نمونه ای از این تلاش

هاست.

3- آتشکده های نوین:

امروزه در جای جای ایران و همین طور در روستای استاد، هرگاه عده ای

قصد راز و نیاز و طلب حاجت دارند، در کنار قبور بزرگان دینی محل زندگی

خود، شمعی و چراغی می افروزند. آیا این آیین شما را به یاد آتشکده های

زرتشتی نمی اندازد. آیا آتش روشن شده به این منظور، در دین اسلام

توصیه شده یا همان باورِ از فرش تا عرش و پاکی و پاک کنندگی آتشِ

زرتشتیان است.

4- روح مردگان یا فره وشی ها:

در روستای استاد اعتقادی وجود دارد که شبهای جمعه روح درگذشتگان به

صورت شاپرک به زمین برگشته و برای طلب بخشش و پاک شدن به گرد

آتش چراغ ها می گردند. این همان اعتقاد زرتشتیان است که ارواح یا فره

وشی ها توسط فرشته ی آتش پاک می شوند.

پنج روز آخر سال هم که آتش ها افروخته می شود برای بخشایش روح

درگذشتگان است و نه پریدن و بازی کردن و بی احترامی به یکی از نعمت

های بزرگ خداوند.

باید بدانیم که زرتشتیان هفته نداشتند  و بر هر روزِ یک ماه نامی گزارده

بودند. چهارشنبه سوری بدعتی است که اعراب و نه اسلام برای اهانت به

آتش و زرتشتیان بنا نهادند.

امروزه مسلمانان هم شب های جمعه را شب درگذشتگان می دانند و

روزهای آخر سال هم به زیارت اهل قبور می روند که اقتباسی تغییر یافته از

آیین های زرتشتی است.

http://salahiostad.blogfa.com/