شهيد دكتر محمودرضا عابدي استاد ؛ من افتخار مي كنم كه گام در راه امام حسين(ع) مي گذارم.

شهيد «عابدي استاد» در سال 1344 در روستاي استاد از توابع قوچان در خانواده اي مذهبي و كشاورز، ديده به جهان گشود.
در طول حيات پربارش از لحاظ اخلاق و رفتار اسلامي زبانزد خاص و عام بود و تحصيلات ابتدايي خود را در زادگاهش روستاي استاد به پايان رساند و براي ادامه تحصيل خود كه همزمان با اوج گيري انقلاب اسلامي بود، به مشهد مقدس مسافرت كرد.
تحصيلات دوران راهنمايي و دبيرستان خود را در مشهد با نمراتي عالي به پايان رساند و از دبيرستان شهيد خرسندي فارغ التحصيل شد.
محمودرضا ضمن تحصيل در سطح ممتاز و برخورداري از چهره اي ممتاز و برجسته علمي از فعاليتهاي سياسي اجتماعي غافل نبود و در انجمن اسلامي و بسيج آموزشگاه از اعضاي فعال بود.
شهيد عابدي استاد، بارها به جبهه رفت و حتي قبولي در رشته پزشكي در سال 63 نيز نتوانست وي را از پيمودن اين راه باز دارد.
در عمليات «والفجر يك» مورد اصابت تركش خمپاره قرار گرفت كه به پشت جبهه منتقل شد و چون تعدادي از دوستانش در آن عمليات شهيد شده بودند، مدام تأسف مي خورد و خود را ملامت مي كرد.
بارها دست به دعا برداشته براي شهادت خود دعا مي كرد. تا اينكه سرانجام در عمليات والفجر 8 در منطقه پنجوين عراق دعوت حق را لبيك گفته و به وصال معشوق رسيد.
وصيتنامه شهيد
چه پليديها كه به واسطه اين انقلاب ريشه كن شد و چه فسادها كه محو گرديد و از طرفي چه معيارهاي انساني و ارزشهاي والاي درخور مسلمين و انسانيت كه زنده شد و حيات ديگري در كالبد خفته اين ملت دميد.
همانا انسانهاي عبد خالص خدا هستند كه از اين مشكلات پيروز بيرون مي آيند. كوردلان از خدا بي خبر و استكبارگران جهان كه ديدند اين انقلاب سرآغازي براي محو ظلم و ستم در جهان است، در فكر براندازي آن افتادند، مكرهاي فراوان بكار زدند و شكست خوردند، اما نمي دانند مكرشان را خدا به خودشان برمي گرداند.
عوامل داخلي آنها نيز از يك طرف به كمكشان آمدند، ولي نتوانستند خللي در اراده محكم و آهنين امت اسلام وارد كنند.
بنده اين جنگ را آزمايش الهي مي دانم و وظيفه خود مي شمارم كه آنچه از دستم برمي آيد در راه پيروزي حق بر باطل انجام دهم، زيرا كسي نمي تواند ادعاي مسلماني كند و بي تفاوت باشد.
لذا تصميم گرفتم به همراه عده اي ديگر از همكلاسان براي آنكه ما هم دين خود را برطرف كرده باشيم، به جبهه برويم.
اميدوارم بتوانم وظيفه خود را هر چند ناقص و ناچيز در قبال اسلام عملي نمايم، البته اگر در اين راه به فيض عظماي شهادت هم رسيدم كه جاي شكرش باقي است و نهايت لطف خداست.
شهادت يك افتخار عظماست، نه يك نابودي و فناپذيري، شهادت جاودانگي است، پيوستن به خداست و هر كس به خدا بپيوندد از او مي شود و چون خدا جاودانه است شهيد هم جاودانه خواهد ماند، من افتخار مي كنم كه گام در راه امام حسين(ع) مي گذارم.